السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

87

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

باشد يا تخته يا زمين يا ديوار يا جامه يا بدن انسان پس هر گاه بر دست خود نوشت جايز نيست مس آن كند وقت وضو گرفتن بلكه واجب است كه آن را أول محو كند پس وضو بگيرد ( مسألة 11 ) هر گاه از قران بقلم بيمداد بر كاغذ نوشت ظاهرا مس آن منعى نداشته باشد به جهت آنكه آن را خط نمىگويند بلى اگر بنويسد با چيزى كه اثرش بعد ظاهر مىشود ظاهر حرمت مس آن باشد مثل آنكه باب پياز بنويسد كه اثر آن ظاهر نمىشود مگر بعد از گرفتن روى آتش ( مسألة 12 ) حرام نيست بر محدث مس شيشه يا كاغذى نازكى كه روى قرآن گذاشته شده كه خط از زير آن نمايان باشد وهم چنين آينه كه قرآن در آن منطبع باشد بلى اگر از طرف كاغذى مركب نشر كند به طرف ديگر جواز مس آن مشكل است خصوصا اگر به عكس نوشته باشد كه از طرف ديگر بقاعده خوانده شود ( مسألة 13 ) در مس مسافت خاليه كه مثل خا يا عين مثلا بر آن احاطه كرده است اشكال است أحوط ترك است ( مسألة 14 ) در جواز نوشتن محدث آية از قرآن را به انگشت خود بر زمين يا بر چيز ديگر مثل نوشتن با شيره بر روى نان مثلا اشكال است وبعيد نيست عدم حرمت به جهت آنكه خط يافت مىشود بعد از مس بعبارة أخرى در حال مس به انگشت خطى موجود نيست بلكه بان موجود مىشود وانگشت از آن مىگذرد واما خط نوشتن به بدن محدث واگر چه كاتب با وضو باشد ظاهر حرمت آن است خصوصا هر گاه اثر انخط باقي بماند ( مسألة 15 ) حرمت مس مختص بمكلفين است پس منع كردن أطفال وديوانگان از مس كلمات قرآن واجب نيست مگر آنكه مستلزم هتك قرآن باشد وأحوط اين است كه سبب مس ايشان نشوند وهر گاه طفل مميز وضو گرفت اشكالى در مس آن نيست بنا بر أقوى از اين كه وضوى أو صحيح ورافع حدث است مثل ساير عباداتش ( مسألة 16 ) حرام نيست بر محدث مس غير خط از ورق قرآن حتى ما بين سطور وجلد وغلاف آن بلى كراهت دارد چنانچه آويزان نمودن وحمل نمودن آن بدون طهارت مكروه است ( مسألة 17 ) ترجمه قرآن به هر زبانى كه باشد حكم قرآن ندارد پس باكى نيست به مس آن از براي محدث بلى فرقى نيست در اسم خداى تعالى به هر لغتى كه باشد ( مسألة 18 ) جايز نيست چيز نجس را روى قرآن گذاشتن واگر چه خشك باشد زيرا كه موجب هتك است واما چيز منجس را پس ظاهر آنست كه باكى ندارد اگر خشك باشد پس جايز است براي شخصي كه با وضو است مس قرآن با دست متنجس واگر چه بهتر